باز هم من زنده ام آه اي خدا متشكرم
باز باران بر غبار شيشه ها متشكرم
باز هم بيداري و خميازه و صبحي دگر
ديدن آيينه و نور و صدا متشكرم
باز هم يك سفره و يك چاي داغ و نان گرم
فرصت ديدار تو در اين فضا متشكرم
بار ديگر ميتوانم بو كنم از پنجره
ياس خيس خانه ي همسايه را متشكرم
گر چه در اين وقت پر گهگاه يادت ميكنم
خاطرم جمع است مي بخشي مرا متشكرم
من كه بي تسبيح و بي سجاده ام از من بگير
اين تغزل را به عنوان دعا متشكرم
حميد مصدق
برچسب: خدا,نان,قیامت,سجاده,دعا,
نویسنده: moon is shining
تاريخ: پنجشنبه
17 مهر
1393 ساعت: 10:18